تبليغاتX
del tange didar - باز هم مینویسم

اين كلمات را مي نويسم تا به يادگار بماند ....اين را مي نويسم تا شايد بتوانم با اين كلمات كه از صميم قلبم بر خواسته گوشه اي

از محبت اورا جبران كنم ...اين را مينويسم و مي دانم با زباني مالامال از محبت خوانده خواهد شد و كلماتش همراه با طپش

قلبي سر شاراز محبت همراه خواهد بود...و شايد اين كلمات حتي لايق ان نباشند كه با زبان يگانه و زيباي او خوانده شوند

اما چكنم كه قلمي به وسعت تمامي دنيا مي خواهد تا گو شه اي ازدرياي محبتش را بيان كنم اين كلنات را زماني مي نويسم

كه قلبم در سينه اماحساس سنگيني مي كند و بهانه ي دامان پر مهر اورا مي گيرد تا سر بر شانه هايش بگذارم و هاي هاي گريه

كنم وبا او رازو نياز كنم اما با همي اينها يادش به من آرامش مي دهد و با خاطرات شيريني كه از او دارم اين همه دردو رنج و

دوري و فراق را تحمل ميكنم و در آخر به ياد او و براي او فرياد مي زنم://عزيزم دوستت دارم//

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 8:27 توسط آيدا |